تبليغاتX
"برای او که صدایش ترنم دلنشین بهار است"
 

قابل توجه بی کاران گرامی؟

 

مژده به علاف های عزیز اگه دوست داری کلیک کن

                                              

 اگر مطمئن هستيد کليک کنيد!

                                              


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


سکوووت

ببین ماه من ..!

قرار نیست که قرار هایمان را بگذاریم بر بی قراری های من ..؟

مگر قرار نبود تو ماه ِ تمام ِ من باشی و ..

من پر ِ پرواز ِ تو ..؟

مگر زمزمه هر روزت نبود ..

ای ستاره ی شبای مشرقی پر پرواز منو ازم نگیر ..؟

و من قول دادم تا همیشه پر پروازت بمانم ..؟

مگر غیر از این است که ..

من ماه تمام را در تو معنا کردم ..

و تو ماه ِ تمام ِ من شدی ..!

پس چرا هرچه بیشتر می رویم کمتر می رسیم ..!

تو ماه ِ تمام ِ من نیستی ..؟!

 یا من پر ِ پرواز ِ تو ..؟!


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


!!!!!


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


عذر خواهی

با سلام خدمت دوستای عزیز با عرض شرمندگی به خاطره اینکه این

چند وقت آپ نکردم

 

امیدوارم عذر خواهی من را بپذیرید

 

یا حق


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


آسمان ابریست اما من تو را دوست دارم

عکس خفن


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


؟؟..!!

صدای شرشر آب دل نشین است اما صدای زیبای تو دلنشین تر است گرمی افتاب

دل انگیز است اما گرمی دستان تو دل انگیز تر است نغمه پرندگان شنیدنیست اما

سخن تو شنیدنی تر است موسیقی ریزش باران زیباست اما صدای قلب تو برایم

زیباترین موسیقیست به راستی بهار طبیعت نعمتیست بزرگ اما بهار وجود تو

بزرگترین نعمتهاست

(تقدیم به عشق اول و آّخرم)


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


سحر گاه

سحرگاهان همراه با طلوع خورشید

 

با عشق تو متولد می شوم

 

تا شامگاه از نبودنت می سوزم و می سازم

 

اگر باشی از وجودت جان می گیرم

 

و با نفست زندگی می کنم

 

و با خنده ات آرزوهایم را به فراموشی می سپارم

 

به اندازه تمام ستاره های اسمان دوستت دارم

 

همان ستاره هایی که شبهای خلوتم را نظاره گر بودند

 

ودر اخر ای افتاب زیبای شرق

 

از این انتظار سرد خسته شدم

 

دریابم


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


// ... خیلی سخته ...//

                       

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ،  بعد بفهمي دوست نداره ...

خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


حالا چراااااااااااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟!!!!

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟

 

بي وفا حالا كه من افتاده­ام از پا چرا ؟

 

نوشداريي و بعد از مرگ سهراب امدي

 

سنگدل اين زودتر مي­خواستي حالا چرا ؟

 

عمر ما را مهلت امروز فرداي تو نيست

 

من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا ؟

 

نازنينا ما به ناز تو جواني داده­ايم

 

ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا ؟

 

وه كه با اين عمرهاي كوته  بي­اعتبار

 

اين همه غافل شدن از چون مني شيدا چرا ؟

 

شور فرهادم به پرسش سر به زير افكنده بود

 

اي لب شيرين جواب تلخ سر بالا چرا ؟

 

اي شب هجران كه يك دم در تو چشم من نخفت

 

اينقدربا بخت خواب آلود من لا لا چرا ؟

 

آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي­كند

 

در شگفتم من ، نمي­پاشد ز هم دنيا چرا ؟

 

در خزان هجر گل اي بلبل طبع حزين

 

خامشي شرط وفاداري بود غوغا چرا ؟

 

شهريارا بي حبيب خود نمي­كردي سفر

 

اين سفر راه قيامت مي­روي تنها چرا ؟


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت


پاییز

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش .ابر با آن پوستین سرد نمناکش

باغ بی برگی روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش

ساز او باران سرودش باد جامه اش شولای عریانی است

ور جز اینش جامه ای باید بافته بس شعله زر تاروپودش باد

گو بروید یا نروید هرچه در هرجا که خواهد یا نمی خواهد

باغبان و رهگذاری نیست باغ نومیدان چشم در راه بهاری نیست

گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد ور به رویش برگ لبخندی نمی روید

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

داستان از کوچه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید

باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز

جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن

پادشاه فصل ها پاییز


 

نوشته شده توسط ×..پسران لاویست..× در ساعت موضوع | لینک ثابت